نگاهی به مکتب های الهیاتی جدید
17 بازدید
محل نشر: پژوهش و حوزه » تابستان 1385 - شماره 26 (25 صفحه - از 117 تا 141)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
این مقاله می‏کوشد تا نسبت دین و الهیات را با دنیای جدید و مُدرنیته بررسی کند. دکارت، بیکن و کانت اولین کسانی‏اند که از چالش‏های دین و اقتضائات عصر نوین سخن گفته‏اند. اینکه آیا عقل با ایمان یا سنت با تجدد یا دین با دنیا سازگار است یا نه، دست کم از آغاز قرن هفدهم به مسئله‏ای بنیادی تبدیل شده است؛ از نظر شلایر ماخر دین صرفاً امری اخلاقی نیست بلکه تجربه‏ای اسرارآمیز و ابطال‏ناپذیر است و عقل از ایمان جدا است، کارل بارت تأکید کرده که سخن از خدا از جنس و سنخ گزاره نیست بلکه یک واقعه و رخداد است. راینهولد نایبور در سنت نوارتدوکسی نشان داده که عقل و ایمان دو بستر متمایز و منفک از هم هستند. برخی اگزیستانسیالیست‏ها مثل رودلف بولتمان و پل تیلیخ کوشیدند از کتاب مقدس اسطوره زدایی کنند و نشان دهند که گزاره‏های مربوط به خدا همه نمادین و سمبلیک‏اند. هانس کونگ موضعی انتقادی ـ تاریخی دارد و فراتر از موضع کاتولیکی خود به نوعی پلورالیسم دینی معتقد است. به نظر وی دین رهیافتی معنوی در دنیای پُست مدرن است و هر نوع دینی از جمله مسیحیت باید به انسانیت انسان توجه کند. کلیدواژه: دین، مُدرنیته، مکتب‏های الهیاتی، الهیات جدید.
آدرس اینترنتی